رخسار

پشت پوست نگاهم سرودی جاریست

که رخسار نمی بندد

هم قبیله برهنه در خویش به ایست

که دیگر

سوادبود تو در من ویران نمی گردد 

فهم گرسنه من

در اکراه عروج به آسمان

در سماع باجمله ی زمینیان دیگر اعجاز نمی گردد 

/ 8 نظر / 61 بازدید
صادق حبیبی

سلام جناب غفاری.من همون عکاسی هستم که تو دسته ی عزاداری حسینیه ی اعظم زنجان روی نیسان وانت بودم دوربینو دادید فرمودید 400 کیلومتر به خاطر این دسته عزاداری اومدم.چنتا برام عکس ماکرو بگیر. خیلی از شخصیت و منش و وبلاگتون خوشم اومد.همیشه پایدار و موفق و سربلند باشید

هانیه

می گویند : سـاده نیست . . . گذشتن از كسى كه گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران كـرده ...!!! امـا من گذشتم . . .

ایلیا

سخت ترمیشود نبودنت,وقتی بودنت برای دیگریست...

رهاراد

ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن مبحث تحقیق را در دفتر جان کاشتن از تکلف دوربودن ساده و خوش زیستن ملک دهقانی خریدن کار دهقان داشتن سربلندی خواستن در عین پستی ذره وار آرزوی صحبت خورشید رخشان داشتن

مهرداد(حضرت عشق)

سلام جناب غفاري مخلصم ازشما بنده به خاطرتغييرقالب بعضي ازلينكا رو هم حذف كردم شما اشتباهي ازلينك حذف شديد شرمنده لينك شديد ياحق[گل]

ردپای اب

فردا بهار میادو همه چیزو تازه میکنه سال رو ماه رو روزا رو هوارو طبیعت رو ولی فقط یک چیز کهنه میشه ک به همه ی اون تازگی مارزه اونم دوستیمونه . . . . . . . . . سال نووووووووووووووووووووو مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک[گل]

محمدمختومی

سلام دوست من شعر بسیار زیبایی ست دست مریزاد... هم قبیله برهنه در خویش به ایست... چه زیبا... سپاس از شعر زیبایتان. و ممنونم که فراموش نکردی ما را هر چند مدت سر می زنی ... سپاس

محمدرضا

کهنه فروش تو کوچمون داد میزد چراغ کهنه می خریم ؛وسایل شکسته می خریم ؛بی اختیار داد زدم قلب شکسته هم می خری ؛گفت: اگه ارزش داشت که نمی شکستنش.... -------------------------- سلام اگه دوست داشتی ؛سری هم به وبلاگ من بزن؛اگر هم دوست داشتی بفرمایید لینک کنیم ممنون؛منتظرتون هستم